تبليغاتX
تلنگر

تلنگر

همه چي

انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت مرجع تقلید بزرگ، اسوه تقوا و خودسازی

حضرت آیت الله بهجت را به محضر حضرت بقیه الله (عج) و مقام معظم رهبری،

مسلمان و دوستداران ایشان تسلیت باد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:58  توسط آشنا  | 

فضیلت حضرت زهرا (س)

جابر ابن عبداله از امام محمد باقر (ع نقل مي کند:
به خدا قسم يا جابر، اين است همان روزى که مادرم زهرا شيعيان خود را از ميان اهل محشر جدا مى‏کند چنان مرغى که دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. و چون همراه فاطمه شيعيانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنين القاء مى‏فرمايد که به پشت سر خويش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چيست که شما به پشت سرتان نگاه مى‏کنيد؟ من که شفاعت فاطمه دخترم حبيبم محمد را درباره‏ى شما پذيرفتم. عرض مى‏کنند: پروردگارا دوست مى‏داريم قدر و منزلت ما شيعيان فاطمه در چنين روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اى دوستان من برگرديد، برگرديد (به صحنه‏ى محشر)، نظر افکنيد (در ميان آن جماعت و) هرکس را که براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر کس را که به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام کرده؛ نيکى نموده، و با جرعه‏ى آبى سيرابتان کرده، و يا از غيبت افراد درباره‏ى شما مانع شده است: دست او را بگيريد و به بهشت واردش کنيد، سپس حضرت ابوجعفر (امام باقر) عليه‏السلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جده‏ام زهرا کسى بر جاى نمى‏ماند جز آنکسى که نسبت به مقام والاى آل‏محمد ترديد داشته و يا کافر و يا منافق باشد».

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:50  توسط آشنا  | 

فاطمیه آمد

مبناي روضه خواندن ما بر کنايه است

باور کنيد روضه مادر نخواندني است

وقتي با اشاره اي از دست مي رويم

شرح تمام روضه ديگر نگفتني است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:47  توسط آشنا  | 

على(ع) در كلام خداوند متعال

    
رسول خدا (ص) فرمود:جبرئيل (ع)از سوى خداوند برگ سبزى از درخت آس برايم آورد كه در آن به رنگ سپيد نوشته بود:من دوستى على بن ابى طالب را بر آفريدگانم واجب نمودم،اين را از جانب من به آنان برسان.

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على،جبرئيل عليه السلام مرا درباره تو خبرى داد كه مايه روشنى چشم و شادى دلم شد،او به من گفت:اى محمد،خداوند به من فرموده :محمد را از سوى من سلام برسان و او را آگاه ساز كه على پيشواى هدايت و چراغ تاريكيهاى ضلالت،و حجت بر اهل دنياست،زيرا او صديق‏اكبر و فاروق اعظم است ،و من به عزت خويش سوگند خورده‏ام كه به آتش نبرم كسى را كه او را دوست داشته و تسليم او و اوصياى پس از او باشد،و به بهشت در نياورم كسى را كه دست از ولايت و تسليم در برابر او و اوصياى پس از او برداشته باشد. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت:اى محمد،پروردگارت تو را به دوستى و ولايت على بن ابى طالب فرمان مى‏دهد. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام از سوى خداوند برگ سبزى از درخت آس برايم آورد كه در آن به رنگ سپيد نوشته بود:من دوستى على بن ابى طالب را بر آفريدگانم واجب نمودم،اين را از جانب من به آنان برسان.
جبرئيل عليه السلام از ميكائيل،او از اسرافيل،او از لوح،او از قلم،او از خداى عز و جل آورده است كه:ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من عذابى«ولايت على بن ابى طالب دژ محكم من است،هر كه بدان در آيد از عذاب من ايمن باشد».

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:46  توسط آشنا  | 

رنج دادن شیطان

روزى پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله از راهى عبور مى ‏كرد. در راه شیطان را دید كه خیلى ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: چرا به این روز افتاده ‏اى؟
گفت: یا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى ‏برم و در زحمت‏ بسیار هستم . پیامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند ؟ گفت: یا رسول ‏الله، امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم .
اول این كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى ‏كنند.
دوم این كه با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏كنند.
سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گویند ،
چهارم از این خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى ‏كنند ،
پنجم این كه تا نام شما را مى‏ شنوند صلوات مى‏ فرستند
و ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحیم‏» مى‏ گویند.

پس بیاین ما هم شیطان رو رنج بدیم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:22  توسط آشنا  | 

توصیه‎ای از آیة الله بهجت

آقا بروید عمل كنید!

آیة الله بهجت

چندی پیش با جمعی از دوستان برای زیارت كریمة اهل بیت(علیهاالسلام) و استفاده از بزرگان حوزه علمیه به قم مشرف شده بودیم. در طول چند روزی كه در قم بودیم با برخی از بزرگان و مراجع دیدار داشتیم؛ ولی برای ملاقات و استفاده از محضر آیة الله بهجت موفق به هماهنگی نشدیم؛ تا این كه با دوستان قرار گذاشتیم برای نماز صبح به مسجد ایشان برویم بلكه بتوانیم بعد از نماز از محضر ایشان استفاده كنیم.

صبح موعود فرا رسید و همگی در نماز صبحِ عارفانه و عاشقانه آیة الله بهجت حاضر شدیم و نماز را به امامت ایشان خواندیم. بعد از نماز یكی از برادران جلو رفته، خدمت ایشان عرض كرد كه از شهرستان آمده‌ایم و اگر امكان دارد از محضرتان بهره‌مند شویم؛ ولی آقا فرمودند كه حال صحبت ندارند و مشغول نماز و تعقیبات شدند.

بعد از چند دقیقه یكی دیگر از دوستان پیش رفته و همین درخواست را تكرار كرد، ولی ایشان دوباره فرمودند: حال ندارم. این قضیه چند بار تكرار شد، ولی دوستان دست بردار نبودند و مصمم بودند كه حتماً از ایشان استفاده نمایند؛ از این رو، جلوتر آمدند و دور ایشان را گرفتند و ازدحام نمودند. یك ‌دفعه ایشان عصبانی شد و با ناراحتی به برادران فرمودند:

«همه‌اش دوست دارید برایتان سخنرانی بكنند! بروید دانسته‌ها را عمل كنید، ندانسته‎ها خودشان دانسته می‌شوند. بروید عمل كنید.»

و این جمله را چند بار تكرار كرده و دوباره مشغول نماز شدند.

آری، اكثر ما همیشه به فكر جمع‌آوری علم بوده‌ایم و دوست داریم روز به روز بر دانشمان افزوده شود، اما خیلی وقت‎ها به فكر عمل نیستیم و بیشتر دوست داریم به دیگران بگوییم تا آنها عمل كنند. هر وقت مطلب و نكته جالبی دیدیم یا روایت و حكایت نغزی شنیدیم، زود یادداشت می‌كنیم كه به درد تعریف برای دیگران می‌خورد، اما خودمان ... و خدا نكند روزی مشمول این آیه شریفه شویم كه خسر الدنیا و الاخره خواهیم شد:

«مثل الذین حملوا التوراة ثم لم یحملوها كمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین كذبوا بآیات الله و الله یهدی القوم الظالمین.» جمعه/ 5 .

پس بیاییم اول به فكر اصلاح خود باشیم!

امام خمینی در این زمینه می‎فرماید:

مُهذَّب شوید و با شناخت مبانی نورانیِ قرآن، ملّت را بیدار سازید.

مقام معظم رهبری نیز می‎فرماید:

مسلمان وقتی كه با قرآن آشناست، مفاهیم اسلام را بی واسطه از خدا می‌شنود،‌ از وحیِ الهی بهره می‎برد، ملّت ما خدا را شكر كند كه دارد با قرآن آشنا می‎شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:54  توسط آشنا  | 

کلیدهای رزق و روزی

لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَآءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ عَلِیمٌ (سوره شورى آیه 12)

كلیدهاى آسمان‏ها و زمین براى اوست، براى هر كه بخواهد رزق را توسعه مى‏دهد و یا تنگ مى‏گیرد، همانا او به هر چیز آگاه است (و توسعه و تضییق او بر اساس علم و حكمت است).

 «مقالید» جمع «مِقلید» به معناى كلید است. كلید وسیله بستن و باز كردن است و كسى كه كلید زمین و آسمان را دارد مى‏تواند رزق را باز كرده یا ببندد.

كلیدهاى هستى گاهى عوامل مادى است كه واسطه فیض مى‏شوند، نظیر باران كه وسیله زنده شدن خاك و زمین مى‏گردد، «فاحیى به الارض»(1) گاهى نیز اسماى الهى است كه نمونه آن را در دعاى سمات مى‏خوانیم: «اسئلك باسمك الّذى اذا دُعیت به على مغالق ابواب السماء للفتح بالرّحمة انفتحت...» خداوندا! تو را به آن اسمى مى‏خوانم كه اگر بر درهاى بسته‏ى آسمان‏ها خوانده شود، با رحمت تو گشوده مى‏شود.

توسعه یا تنگى رزق نشانه‏ى مهر یا قهر الهى نیست، زیرا قرآن مى‏فرماید: «فلا تعجبك اموالهم ولا اولادهم انما یرید اللّه لیعذبهم بها»(2)

سرمایه و فرزند كفّار سبب شگفتى تو نشود زیرا كه خداوند اراده كرده آنان را با همین امكانات در همین دنیا عذاب كند.

اگر چه توسعه یا تنگى رزق و معیشت در دست خداست لیكن انسان نباید از تلاش باز ایستد. قرآن فرمان مى‏دهد: «وابتغوا من فضل اللّه»(3) به سراغ فضل الهى بروید و براى كسب مال تلاش كنید.

رزق همیشه مادّى نیست، چرا كه در دعا مى‏خوانیم: «الّلهم ارزقنى توفیق الطاعة و بُعد المعصیة» خداوندا! توفیق بندگى خودت و دورى از گناه را روزى من كن.

قرآن كلیدهاى توسعه را به ما آموخته و مى‏فرماید:

«لئن شكرتم لازیدنّكم»(4) اگر شكر كنید، شما را با دادن روزى زیاد مى‏كند.

«استغفروا ربّكم... یرسل السماء علیكم مدرارا»(5) از پروردگارتان استغفار كنید، او براى شما باران مى‏فرستد.

«و مَن یتّق اللّه یجعل له مَخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6) هر كه نسبت به خدا پروا داشته باشد، او را از بن بست نجات داده و از راهى كه محاسبه نمى‏كند، روزى مى‏دهد.(7)

 پی نوشت ها:

1) بقره، 164.

2) توبه، 55 .

3) جمعه، 10.

4) ابراهیم، 7.

5) هود، 52 .

6) طلاق، 2 - 3.

7) پرتوی از نور، ج10

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:52  توسط آشنا  | 

آیا حضرت زهرا علیها السلام هم به مقام امامت رسید؟

امامت دو قسم است: امامت ملکوتی که به ولایت مربوط است و امامت ملکی که رهبری و اداره امور را بر عهده دارد.

مهم‌ترین مقام، همان مقام «امامت ملکوتی» بوده و به معنای عقاید، اخلاق، اعمال و عبادات انسان‌هاست که به عالم بالا صعود می‌کند: «الیه یصعد الکلم الطیب».   امامت ملکوتی سلوکی معنوی است که به «راه» و  «راهنما» نیاز دارد.  و ره همان صراط مستقیم و حق ممتدی است که بین عبد و مولا کشیده شده است.

راهنمای قافله عظیم عقاید، اخلاق و عبادات؛ عقیده، خلق و عبادتِ امام معصوم است؛ یعنی نماز امام پیشاپیش همه نمازهاست و نمازهای سایر بندگان به دنبال آن بالا می‌رود. عقیده امام پیشاپیش حرکت می‌کند و عقاید امّت به دنبال آن.

همه ذریّه صالح و معصوم ابراهیم ع امامت ملکوتی‌ دارند که بالاترین آن به اهل بیت مربوط است که صدیقه کبرا س از مصادیق بارز این انوار پاک به شمار می‌آید

دلیل اینکه گفته می‌شود، کسی که اول وقت نماز می‌خواند، به امام زمانش اقتدار کرده، این است که چون امام زمان علیه‌السلام اول وقت نماز می‌خواند، مثل این است که انسان به آن حضرت اقتدا کرده است. در غیراین‌صورت، ممکن است امام در جایی باشند که افق آن متفات باشد، بنابراین در شرق و غرب عالم، هرکس نماز اول وقت بخواند، به امام زمانش اقتدا کرده است.

پس امامت ملکوتی، یعنی رهبری اخلاق، عقاید و اعمال، و بالاتر از همه، رهبری ارواح امت، به عقید، خلق و عمل امام معصوم، چون همه  این امور صفات ارواح است و ارواح اگر بخواهند صعود کنند، روح طیّب امام معصوم علیه ‌السلام پیشاپیش و راهنمای این کاروان است.

پس امام ارواح، روح امام است و امام عقاید و اخلاق؛ عقیده و خلق امام؛ همه ذریّه صالح و معصوم ابراهیم علیه‌السلام چنین امامت ملکوتی‌ای را دارا هستند که بالاترین و برجسته‌ترین آن به اهل بیت علیهم‌السلام مربوط است که وجود مبارک صدیقه کبرا علیهما السلام از مصادیق بارز این انوار پاک به شمار می‌آید.

اما امامت ملکی که به معنی رهبری امور اجرایی است، به تماس با مردم و شرکت در جنگ و صلح نیاز دارد و به مردها مربوط است و شامل زن‌ها نمی‌شود.

آیت الله جوادی آملی، نسیم اندیشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:15  توسط آشنا  | 

خدا کجای زندگی ما قرار دارد؟

چقدر برای خدا در زندگی خود جا باز کرده ایم.

اصلا چقدر به وجود او ایمان داریم؟

آیا وجود او را احساس می کنیم؟

یا شاید او را کنار قرآن بر لب طاقچه اتاق گذاشته ایم؟

یا شاید فقط زمان گرفتاری و مشکل او را در چراغ جادو علاءالدین جستجو می کنیم؟

و شاید ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:1  توسط آشنا  | 

نماز مجنون

يک شبي مجنون نمازش را شکست

بي وضو در کوچه ليلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او

پر ز ليلا شد دل پر آه او 

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي

بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي

وین در اين بازي شکستم داده اي

نيشتر عشقش به جانم مي زني

دردم از ليلاست آنم مي زني

خسته ام زين عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد اين بازيچه ديگر نيستم

اين تو و ليلاي تو ... من نيستم

گفت: اي ديوانه ليلايت منم

در رگ پيدا و پنهانت منم

سال ها با جور ليلا ساختي

من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم

صد قمار عشق يک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل مي شوي اما نشد

سوختم در حسرت يک يا ربت

غير ليلا بر نيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي

ديدم امشب با مني گفتم بلي

مطمئن بودم به من سرميزني

در حريم خانه ام در ميزني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بيقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو ليلا کشته در راهت کنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 17:26  توسط آشنا  | 

روانشناسی شخصیت

روان شناسان شخصيتي

 روان شناسان شخصيتي براين عقيده اند که شماره تولد، شما را از آن چيزي که مي خواهيد باشيد دور نمي کند، بلکه مانند رنگي است که نوع آن و زيبايي اش براي افراد مختلف متفاوت است. به مثال زير توجه کنيد :
فرض مي کنيم که شما متولد 29 ارديبهشت 1364 هستيد.ارديبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29

شماره تولد 9 است و اکنون مي توانيد آنچه راکه مربوط به اين شماره است با خود مطابقت دهيد.

تفسير اعداد:

برای مطالعه بروی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:3  توسط آشنا  | 

کمی تامل کنیم!

تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را.

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود.

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:39  توسط آشنا  | 

ارزش اشک

اشك گاهي ازلبخندبا ارزش تره؟آخه لبخند رابه هر كسي مي توني هديه كني. اما اشك را فقط براي كسي مي ريزي كه نمي خواي از دستش بدي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:15  توسط آشنا  | 

گوشه نشینان غم فاطمه (س)

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمه ایم

عمریست که در داغ غمش سوخته ایم

دلسوخته عمر کم فاطمه ایم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:10  توسط آشنا  | 

شیطان در جلد ما

شيطان اندازه يک حبّه قند است، گاه مي افتد توي فنجانِ دلِ ما، حل مي شود آرام آرام، بي آنکه اصلا ً بفهميم !

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:23  توسط آشنا  | 

راهی بسوی خدا

راهی به سوی خدا

همه راه های رسیدن به خدا به صراط مستقیم (حضرت علی (ع)) ختم می شود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:30  توسط آشنا  | 

راس نی

راس تو را به روی نی هر چه نظاره می کنم

سیر نمی شود دلم نگه دوباره می کنم

هم سر تو بر سر نی هم سر اکبرت ز پی

گاه نگه سوی مه، گه به ستاره می کنم 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:25  توسط آشنا  | 

صلواتی بفرست

تقاضا شد که خدا باب نجاتی بفرست

ذائقه تلخ ما را شاخه نباتی بفرست

می رسد با عَلم سبز نبوت بر دوش

ار چه خاموش نشستی صلواتی بفرست

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

او گفت با زمزمه یا مهدی

نذر گل نرگس صلواتی بفرست

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:21  توسط آشنا  | 

شاگرد وجدان

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باش
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:12  توسط آشنا  | 

هفت سنگ

از بازی هفت سنگ خوشم نمی یاد

می ترسم اینقدر سنگ روی سنگ بذارم که یه دیوار سنگی

بینمون قرار بگیره.

بیا لی لی بازی کنیم تا به هر رفتیم. دوباره به سوی هم برگردیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 14:21  توسط آشنا  | 

 

محبت تنها هدیه ای است که نیاز به بسته بندی ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 16:10  توسط آشنا  | 

شیشه عطر بهار لب دیوار شکست

و هوا پر شد از بوی خدا

همه جا آیات اوست

دیدنش آسان است

سخت آنست نبینی او را

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:38  توسط آشنا  | 

نقش نقاش

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش

عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا تصویری از سقا کشید

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم

آهی کشید و زینب کبری کشید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:11  توسط آشنا  | 

باور بکن این شهر جای زندگی نیست

باور بکن این شهر جای زندگی نیست

تا ناخدایانند جای بندگی نیست

این تیره دلها از شقایق سر بریدند

اینها برای آخرت ذلت خریدند

دیندارهای شهرمان در خواب رفتند

اهل نماز و عشق بازی آب رفتند

دیگر کسی اهل دعا، اهل صفا نیست

دیگر کسی دنبال مردان خدا نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 18:8  توسط آشنا  | 

نامه محبت‌آميز امام خميني (ره) به همسرش

خبرگزاري فارس: امام راحل در سال 1312 شمسي كه عازم سفر حج بودند، در بيروت نامه‌اي محبت‌آميز براي همسر باوفاي خويش نوشتند كه نشانگر علاقه وافر ايشان به همسرش مرحومه خديجه ثقفـي مي‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 17:24  توسط آشنا  | 

بهترین دوست شما

آنگاه که دوست داری کسی به یادت باشد،

به یاد من باش که من همیشه به یاد توام.

از طرف بهترین دوست شما : خدا

 سوره بقره، آیه ۱۵۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 16:1  توسط آشنا  | 

بزار خدا هر چی می خواد بهت بده

وقتی خدا بهت میگه باشه، چیزی رو که میخوای بهت می ده

وقتی خدا میگه صبر کن، چیزه بهتری رو بهت می ده

وقتی خدا میگه نه، داره بهترین رو برات آماه می کنه

                                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 15:54  توسط آشنا  | 

یا صاحب الزمان

چي ميشه عزيز زهرا ديگه از سفر بيايي
براي بوسه به دستت شده يک نظر بيايي

 اگه تو منتظري که من خودم عوض بشم
براي خوب شدنم بايد تو يک سر بيايي
 
غروب جمعه که مي شه دل عاشق ميگره
چي ميشه قبل غروب ديگه تو از سفر بيايي

 آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه لطف کني ميون چشم تر بيايي

 آقا جان به خدا ز هر طرف ما رو به غفلت مي کشن
چي مشه مدد بدي براي رفع اين خطر بيايي

 آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه منتقم گل شکسته سر بيايي

 چي ميشه همه جوره من و گداي خود کني
برا اينکه زندگيم خوب بشه پر ثمر بيايي

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 0:28  توسط آشنا  | 

شعر حافظ در مورد حضرت عباس (ع)

شاه شمشاد قدان ، خسرو شيرين دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر منِ درويش انداخت
گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان

تا کي از سيم و زرت کيسه تهي خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سيم تنان

کمتر از ذره نئي، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان

بر جهان تکيه مکن ور قدحي مِي داري
شادي زهره جبينان خور و نازک بدنان

پير پيمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان

دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله ، سحر مي گفتم
که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان

گفت حافظ من و تو مَحرم اين راز نه ايم
از مي لعل حکايت کن و شيرين دهنان

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 0:9  توسط آشنا  | 

التماس دعا

تو كه آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را،

ميان ربناي سبز دستانت دعايم كن

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 18:40  توسط آشنا  |