درگذشت مرجع تقلید بزرگ، اسوه تقوا و خودسازی
حضرت آیت الله بهجت را به محضر حضرت بقیه الله (عج) و مقام معظم رهبری،
مسلمان و دوستداران ایشان تسلیت باد.
همه چي
درگذشت مرجع تقلید بزرگ، اسوه تقوا و خودسازی
حضرت آیت الله بهجت را به محضر حضرت بقیه الله (عج) و مقام معظم رهبری،
مسلمان و دوستداران ایشان تسلیت باد.
جابر ابن عبداله از امام محمد باقر (ع نقل مي کند:
به خدا قسم يا جابر، اين است همان روزى که مادرم زهرا شيعيان خود را از ميان اهل محشر جدا مىکند چنان مرغى که دانههاى خوب را از بد جدا مىسازد. و چون همراه فاطمه شيعيانش به در بهشت مىرسند، خدا در قلب آنان چنين القاء مىفرمايد که به پشت سر خويش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خداى تعالى خطاب مىشود: سبب چيست که شما به پشت سرتان نگاه مىکنيد؟ من که شفاعت فاطمه دخترم حبيبم محمد را دربارهى شما پذيرفتم. عرض مىکنند: پروردگارا دوست مىداريم قدر و منزلت ما شيعيان فاطمه در چنين روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مىشود: اى دوستان من برگرديد، برگرديد (به صحنهى محشر)، نظر افکنيد (در ميان آن جماعت و) هرکس را که براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر کس را که به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام کرده؛ نيکى نموده، و با جرعهى آبى سيرابتان کرده، و يا از غيبت افراد دربارهى شما مانع شده است: دست او را بگيريد و به بهشت واردش کنيد، سپس حضرت ابوجعفر (امام باقر) عليهالسلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جدهام زهرا کسى بر جاى نمىماند جز آنکسى که نسبت به مقام والاى آلمحمد ترديد داشته و يا کافر و يا منافق باشد».
باور کنيد روضه مادر نخواندني است
وقتي با اشاره اي از دست مي رويم
شرح تمام روضه ديگر نگفتني است
رسول خدا (ص) فرمود:جبرئيل (ع)از سوى خداوند برگ سبزى از درخت آس برايم آورد كه در آن به رنگ سپيد نوشته بود:من دوستى على بن ابى طالب را بر آفريدگانم واجب نمودم،اين را از جانب من به آنان برسان.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على،جبرئيل عليه السلام مرا درباره تو خبرى داد كه مايه روشنى چشم و شادى دلم شد،او به من گفت:اى محمد،خداوند به من فرموده :محمد را از سوى من سلام برسان و او را آگاه ساز كه على پيشواى هدايت و چراغ تاريكيهاى ضلالت،و حجت بر اهل دنياست،زيرا او صديقاكبر و فاروق اعظم است ،و من به عزت خويش سوگند خوردهام كه به آتش نبرم كسى را كه او را دوست داشته و تسليم او و اوصياى پس از او باشد،و به بهشت در نياورم كسى را كه دست از ولايت و تسليم در برابر او و اوصياى پس از او برداشته باشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت:اى محمد،پروردگارت تو را به دوستى و ولايت على بن ابى طالب فرمان مىدهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام از سوى خداوند برگ سبزى از درخت آس برايم آورد كه در آن به رنگ سپيد نوشته بود:من دوستى على بن ابى طالب را بر آفريدگانم واجب نمودم،اين را از جانب من به آنان برسان.
جبرئيل عليه السلام از ميكائيل،او از اسرافيل،او از لوح،او از قلم،او از خداى عز و جل آورده است كه:ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من عذابى«ولايت على بن ابى طالب دژ محكم من است،هر كه بدان در آيد از عذاب من ايمن باشد».
آقا بروید عمل كنید!

چندی پیش با جمعی از دوستان برای زیارت كریمة اهل بیت(علیهاالسلام) و استفاده از بزرگان حوزه علمیه به قم مشرف شده بودیم. در طول چند روزی كه در قم بودیم با برخی از بزرگان و مراجع دیدار داشتیم؛ ولی برای ملاقات و استفاده از محضر آیة الله بهجت موفق به هماهنگی نشدیم؛ تا این كه با دوستان قرار گذاشتیم برای نماز صبح به مسجد ایشان برویم بلكه بتوانیم بعد از نماز از محضر ایشان استفاده كنیم.
صبح موعود فرا رسید و همگی در نماز صبحِ عارفانه و عاشقانه آیة الله بهجت حاضر شدیم و نماز را به امامت ایشان خواندیم. بعد از نماز یكی از برادران جلو رفته، خدمت ایشان عرض كرد كه از شهرستان آمدهایم و اگر امكان دارد از محضرتان بهرهمند شویم؛ ولی آقا فرمودند كه حال صحبت ندارند و مشغول نماز و تعقیبات شدند.
بعد از چند دقیقه یكی دیگر از دوستان پیش رفته و همین درخواست را تكرار كرد، ولی ایشان دوباره فرمودند: حال ندارم. این قضیه چند بار تكرار شد، ولی دوستان دست بردار نبودند و مصمم بودند كه حتماً از ایشان استفاده نمایند؛ از این رو، جلوتر آمدند و دور ایشان را گرفتند و ازدحام نمودند. یك دفعه ایشان عصبانی شد و با ناراحتی به برادران فرمودند:
«همهاش دوست دارید برایتان سخنرانی بكنند! بروید دانستهها را عمل كنید، ندانستهها خودشان دانسته میشوند. بروید عمل كنید.»
و این جمله را چند بار تكرار كرده و دوباره مشغول نماز شدند.آری، اكثر ما همیشه به فكر جمعآوری علم بودهایم و دوست داریم روز به روز بر دانشمان افزوده شود، اما خیلی وقتها به فكر عمل نیستیم و بیشتر دوست داریم به دیگران بگوییم تا آنها عمل كنند. هر وقت مطلب و نكته جالبی دیدیم یا روایت و حكایت نغزی شنیدیم، زود یادداشت میكنیم كه به درد تعریف برای دیگران میخورد، اما خودمان ... و خدا نكند روزی مشمول این آیه شریفه شویم كه خسر الدنیا و الاخره خواهیم شد:
«مثل الذین حملوا التوراة ثم لم یحملوها كمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین كذبوا بآیات الله و الله یهدی القوم الظالمین.» جمعه/ 5 .
پس بیاییم اول به فكر اصلاح خود باشیم!
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
مُهذَّب شوید و با شناخت مبانی نورانیِ قرآن، ملّت را بیدار سازید.
مقام معظم رهبری نیز میفرماید:
مسلمان وقتی كه با قرآن آشناست، مفاهیم اسلام را بی واسطه از خدا میشنود، از وحیِ الهی بهره میبرد، ملّت ما خدا را شكر كند كه دارد با قرآن آشنا میشود.
لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَآءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِیمٌ (سوره شورى آیه 12)
كلیدهاى آسمانها و زمین براى اوست، براى هر كه بخواهد رزق را توسعه مىدهد و یا تنگ مىگیرد، همانا او به هر چیز آگاه است (و توسعه و تضییق او بر اساس علم و حكمت است).
«مقالید» جمع «مِقلید» به معناى كلید است. كلید وسیله بستن و باز كردن است و كسى كه كلید زمین و آسمان را دارد مىتواند رزق را باز كرده یا ببندد.
كلیدهاى هستى گاهى عوامل مادى است كه واسطه فیض مىشوند، نظیر باران كه وسیله زنده شدن خاك و زمین مىگردد، «فاحیى به الارض»(1) گاهى نیز اسماى الهى است كه نمونه آن را در دعاى سمات مىخوانیم: «اسئلك باسمك الّذى اذا دُعیت به على مغالق ابواب السماء للفتح بالرّحمة انفتحت...» خداوندا! تو را به آن اسمى مىخوانم كه اگر بر درهاى بستهى آسمانها خوانده شود، با رحمت تو گشوده مىشود.
توسعه یا تنگى رزق نشانهى مهر یا قهر الهى نیست، زیرا قرآن مىفرماید: «فلا تعجبك اموالهم ولا اولادهم انما یرید اللّه لیعذبهم بها»(2)
سرمایه و فرزند كفّار سبب شگفتى تو نشود زیرا كه خداوند اراده كرده آنان را با همین امكانات در همین دنیا عذاب كند.
اگر چه توسعه یا تنگى رزق و معیشت در دست خداست لیكن انسان نباید از تلاش باز ایستد. قرآن فرمان مىدهد: «وابتغوا من فضل اللّه»(3) به سراغ فضل الهى بروید و براى كسب مال تلاش كنید.
رزق همیشه مادّى نیست، چرا كه در دعا مىخوانیم: «الّلهم ارزقنى توفیق الطاعة و بُعد المعصیة» خداوندا! توفیق بندگى خودت و دورى از گناه را روزى من كن.
قرآن كلیدهاى توسعه را به ما آموخته و مىفرماید:
«لئن شكرتم لازیدنّكم»(4) اگر شكر كنید، شما را با دادن روزى زیاد مىكند.
«استغفروا ربّكم... یرسل السماء علیكم مدرارا»(5) از پروردگارتان استغفار كنید، او براى شما باران مىفرستد.
«و مَن یتّق اللّه یجعل له مَخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6) هر كه نسبت به خدا پروا داشته باشد، او را از بن بست نجات داده و از راهى كه محاسبه نمىكند، روزى مىدهد.(7)
پی نوشت ها:
1) بقره، 164.
2) توبه، 55 .
3) جمعه، 10.
4) ابراهیم، 7.
5) هود، 52 .
6) طلاق، 2 - 3.
7) پرتوی از نور، ج10
مهمترین مقام، همان مقام «امامت ملکوتی» بوده و به معنای عقاید، اخلاق، اعمال و عبادات انسانهاست که به عالم بالا صعود میکند: «الیه یصعد الکلم الطیب». امامت ملکوتی سلوکی معنوی است که به «راه» و «راهنما» نیاز دارد. و ره همان صراط مستقیم و حق ممتدی است که بین عبد و مولا کشیده شده است.
راهنمای قافله عظیم عقاید، اخلاق و عبادات؛ عقیده، خلق و عبادتِ امام معصوم است؛ یعنی نماز امام پیشاپیش همه نمازهاست و نمازهای سایر بندگان به دنبال آن بالا میرود. عقیده امام پیشاپیش حرکت میکند و عقاید امّت به دنبال آن.
همه ذریّه صالح و معصوم ابراهیم ع امامت ملکوتی دارند که بالاترین آن به اهل بیت مربوط است که صدیقه کبرا س از مصادیق بارز این انوار پاک به شمار میآید
دلیل اینکه گفته میشود، کسی که اول وقت نماز میخواند، به امام زمانش اقتدار کرده، این است که چون امام زمان علیهالسلام اول وقت نماز میخواند، مثل این است که انسان به آن حضرت اقتدا کرده است. در غیراینصورت، ممکن است امام در جایی باشند که افق آن متفات باشد، بنابراین در شرق و غرب عالم، هرکس نماز اول وقت بخواند، به امام زمانش اقتدا کرده است.
پس امامت ملکوتی، یعنی رهبری اخلاق، عقاید و اعمال، و بالاتر از همه، رهبری ارواح امت، به عقید، خلق و عمل امام معصوم، چون همه این امور صفات ارواح است و ارواح اگر بخواهند صعود کنند، روح طیّب امام معصوم علیه السلام پیشاپیش و راهنمای این کاروان است.
پس امام ارواح، روح امام است و امام عقاید و اخلاق؛ عقیده و خلق امام؛ همه ذریّه صالح و معصوم ابراهیم علیهالسلام چنین امامت ملکوتیای را دارا هستند که بالاترین و برجستهترین آن به اهل بیت علیهمالسلام مربوط است که وجود مبارک صدیقه کبرا علیهما السلام از مصادیق بارز این انوار پاک به شمار میآید.
اما امامت ملکی که به معنی رهبری امور اجرایی است، به تماس با مردم و شرکت در جنگ و صلح نیاز دارد و به مردها مربوط است و شامل زنها نمیشود.
آیت الله جوادی آملی، نسیم اندیشه
اصلا چقدر به وجود او ایمان داریم؟
آیا وجود او را احساس می کنیم؟
یا شاید او را کنار قرآن بر لب طاقچه اتاق گذاشته ایم؟
یا شاید فقط زمان گرفتاری و مشکل او را در چراغ جادو علاءالدین جستجو می کنیم؟
و شاید ...
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پر ز ليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وین در اين بازي شکستم داده اي
نيشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو ... من نيستم
گفت: اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم
سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
روان شناسان شخصيتي براين عقيده اند که شماره تولد، شما را از آن چيزي که مي خواهيد باشيد دور نمي کند، بلکه مانند رنگي است که نوع آن و زيبايي اش براي افراد مختلف متفاوت است. به مثال زير توجه کنيد :
فرض مي کنيم که شما متولد 29 ارديبهشت 1364 هستيد.ارديبهشت ماه دوم (2) سال است پس :
9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29
شماره تولد 9 است و اکنون مي توانيد آنچه راکه مربوط به اين شماره است با خود مطابقت دهيد.
تفسير اعداد:
برای مطالعه بروی ادامه مطلب کلیک نمایید
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود.
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.
محتاج عطا و کرم فاطمه ایم
عمریست که در داغ غمش سوخته ایم
دلسوخته عمر کم فاطمه ایم
همه راه های رسیدن به خدا به صراط مستقیم (حضرت علی (ع)) ختم می شود.
سیر نمی شود دلم نگه دوباره می کنم
هم سر تو بر سر نی هم سر اکبرت ز پی
گاه نگه سوی مه، گه به ستاره می کنم
ذائقه تلخ ما را شاخه نباتی بفرست
می رسد با عَلم سبز نبوت بر دوش
ار چه خاموش نشستی صلواتی بفرست
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
او گفت با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
می ترسم اینقدر سنگ روی سنگ بذارم که یه دیوار سنگی
بینمون قرار بگیره.
بیا لی لی بازی کنیم تا به هر رفتیم. دوباره به سوی هم برگردیم.
محبت تنها هدیه ای است که نیاز به بسته بندی ندارد.
و هوا پر شد از بوی خدا
همه جا آیات اوست
دیدنش آسان است
سخت آنست نبینی او را
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا تصویری از سقا کشید
گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم
آهی کشید و زینب کبری کشید
باور بکن این شهر جای زندگی نیست
تا ناخدایانند جای بندگی نیست
این تیره دلها از شقایق سر بریدند
اینها برای آخرت ذلت خریدند
دیندارهای شهرمان در خواب رفتند
اهل نماز و عشق بازی آب رفتند
دیگر کسی اهل دعا، اهل صفا نیست
دیگر کسی دنبال مردان خدا نیست

به یاد من باش که من همیشه به یاد توام.
از طرف بهترین دوست شما : خدا
سوره بقره، آیه ۱۵۲
وقتی خدا میگه صبر کن، چیزه بهتری رو بهت می ده
وقتی خدا میگه نه، داره بهترین رو برات آماه می کنه
اگه تو منتظري که من خودم عوض بشم
براي خوب شدنم بايد تو يک سر بيايي
غروب جمعه که مي شه دل عاشق ميگره
چي ميشه قبل غروب ديگه تو از سفر بيايي
آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه لطف کني ميون چشم تر بيايي
آقا جان به خدا ز هر طرف ما رو به غفلت مي کشن
چي مشه مدد بدي براي رفع اين خطر بيايي
آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه منتقم گل شکسته سر بيايي
چي ميشه همه جوره من و گداي خود کني
برا اينکه زندگيم خوب بشه پر ثمر بيايي
مست بگذشت و نظر بر منِ درويش انداخت
گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان
تا کي از سيم و زرت کيسه تهي خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سيم تنان
کمتر از ذره نئي، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان
بر جهان تکيه مکن ور قدحي مِي داري
شادي زهره جبينان خور و نازک بدنان
پير پيمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله ، سحر مي گفتم
که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان
گفت حافظ من و تو مَحرم اين راز نه ايم
از مي لعل حکايت کن و شيرين دهنان
ميان ربناي سبز دستانت دعايم كن